در لغت: تا پیش از دهه ۶۰ میلادی واژهی «سبکزندگی» در زبان انگلیسی به صورت جداگانه «Life Style» نوشته میشد، امّا پس از دهه ۶۰ این دو کلمه به هم پیوستند و به عنوان یک اصطلاح خاص به کار رفتند. سبک به معنای نوع، روش، کیفیت برتر، تکنیک و شیوه اجرا است؛ بنابراین سبکزندگی به معنای روش و شیوهی زندگی است که اتخاذ آن فرد را از دیگران متمایز میکند.
در اصطلاح:
-
وبلن معتقد است سبکزندگی الگوی رفتار جمعی است.
-
زیمل بر این باور است که سبکزندگی تجسّم و تلاش انسان برای یافتن ارزشهای بنیادی در فرهنگ عینی است.
-
وبر بر این عقیده است که سبکزندگی رفتاری است که تمایلات آن را هدایت میکند و در بستر زندگی فراهم میآید.
-
بوردیو سبکزندگی را فعالیتهای نظاممندی میداند که از ذوق و سلیقه فرد ناشی میشود.
-
گیدنز اظهار میدارد سبکزندگی سیاست زندگی است.
بنابراین، سبکزندگی به الگوهای رفتاری نسبتاً پایدار گفته میشود که از بینشها و ارزشهای انسان نشأت گرفته و در زندگی متجلی میشود.
هرگاه انسان میخورد، از الگوی خاصی پیروی میکند؛ هرگاه پوشش خاصی را برمیگزیند، از الگوی خاصی تبعیت میکند؛ همچنین هنگام آشامیدن، در ارتباطات، نحوه گذران اوقات فراغت، و حتی در انتخاب دکوراسیون داخل منزل، از الگوهایی پیروی میکند. به مجموعه الگوهایی که فرد در ابعاد مختلف زندگی انتخاب میکند، سبکزندگی وی اطلاق میشود.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.